آداب باطنی تلاوت قرآن


 

شاید بتوان آدب تلاوت قرآن را به آداب ظاهری و آداب معنوی یا باطنی تقسیم کرد،در آداب ظاهری، یک سری از مقدمات و شرائط را بابد لحاظ کرد که در جای خود بیان شده است.

 

 آداب باطنی قرآن با توجه به خود آیات قرآن و روایات قابل دستیابی است، قرآن کریم در چند آیه به کسانی که قرآن تلاوت می کنند، چنین سفارش کرده است که قرآن را با ترتیل و تعمق بخوانند، قرآن می فرماید:".. و قرآن را با ترتیل (شمرده و آرام و با ترتیب و تعمق) تلاوت کن‏".[1] در آیه دیگر می فرماید:" کسانى که به آنها کتاب داده‏ایم و آن را آنچنان که شایسته است مى‏خوانند، آنان ایمان به آن کتاب دارند و کسانى که به آن کافر شوند، پس آنها همان زیانکارانند."[2]

 

 این دو آیه با توجه به روایات و احادیث هم به آداب ظاهری تلاوت اشاره می کنند و هم آداب باطنی تلاوت قرآن کریم را اراده می کنند. در حدیثی که در ذیل آیه 121 سوره بقره آمده است، امام صادق(ع) می فرمایند: کسانی که کتاب را آن گونه که حق تلاوتش است، تلاوت می کنند ما اهل بیت هستیم.[3]

 

 طبیعتا، امام صادق(ع) مصداق واقعی تلاوت کنندگان را بیان کرده اند و چه بسا مؤمنین زیادی که با رعایت آداب ظاهری و باطنی تلاوت قرآن به درجه قاریان واقعی قرآن کریم برسند لذا در بیان آیه « کِتابٌ أَنْزَلْناهُ إِلَیْکَ مُبارَکٌ لِیَدَّبَّرُوا آیاتِه‏»،[4] امام ششم(ع) می فرمایند: منظور این است که آیات آن را با دقت بخوانند و حقایق آن را درک کنند و به احکام آن عمل نمایند، به وعده‏هاى آن امیدوار، و از هشدار های آن ترسان باشند، از داستان هاى آن عبرت گیرند، به اوامرش گردن نهند و نواهى آن را بپذیرند، به خدا سوگند منظور حفظ کردن آیات و خواندن حروف و تلاوت سوره‏ها نیست، آنان حروف قرآن را حفظ کردند، اما حدود آن را ضایع ساختند، منظور تنها این است که در آیات قرآن بیندیشند و به احکامش عمل کنند، چنان که خداوند مى‏فرماید: این کتابى است پر برکت که ما بر تو نازل کردیم تا در آیاتش تدبر کنند.»[5] با توجه به این حدیث نورانی می توانیم در آداب باطنی قرآن به موارد زیر اشاره کنیم:

 

 1. هرگاه به وعده ای می رسد، امید رسیدن به آن را داشته باشد و هر گاه به هشداری می رسد، از این که بدان مبتلا شود، بترسد، پس هر گاه به آیات بهشت یا جهنم رسید، توقف کرده و از خداوند بهشت را در خواست کند و از جهنم به او پناه ببرد،[6] امام علی (ع) در باره ویژگی های مومنین می فرمایند: اما شبانگاه بروى پا مى‏ایستند تلاوت قرآن می کنند با آداب مخصوص آن، هر وقت می گذرند به آیه‏اى که در آن تشویق است دل به آن مى‏بندند به امید رسیدن، از شوق مانند کسى هستند که عزیزى در آستانه آمدن است چشم به آن تشویق مى‏بندند اما وقتى به آیه‏اى می گذرند که در آن تخویف و ترساندن است با دل و گوش متوجه آنند. پوست بدن شان به رعشه مى‏افتد و دل ها از ترس و بیم در هراس است و بدن ها نحیف. چنان که گوئى زفیر جهنم و صداى شعله آن و برخورد زنجیرهاى آتشین در گوش آنها است، به رو بر زمین مى‏افتند و اشک هایشان جارى مى‏شود، پناه به خدا مى‏برند براى نجات خویش (از این عذاب).[7]

 

 2. از دیگر آداب باطنی تلاوت قرآن،فهم قرآن و تدبر در آیاتش و دانستن و عمل به احکام الهی آن است . ٌ امام صادق(ع) از امیر المؤمنین (ع) نقل می کنند که فرمود:آگاه بَاشید در قرائتی که در آن تدبر نباشد هیچ خیری نیست. [8]

 

 3. توجه به این که قرآن کلام بشر نیست و در نظر گرفتن عظمت خالق؛ که تعظیم کلام، تعظیم متکلم است.

 

 4. از دیگر آداب باطنی تلاوت، تحلیه است، یعنی خود را متناسب با هر آیه ای که می خواند بکند، اگر داستان و قصص انبیاء را می خواند از آن عبرت بگیرد و اگر اسماء و صفات الهی را قراءت می کند در مصادیق آن دقت کند.[9]

 

 5. تخلیه، دیگر ادب قرائت قرآن است برای کسی که می خواهد مطلبی از قرآن فرا گیرد. کسی که به قرآن رجوع می کند باید خود را از پیش فرض های و غبار شبهات ذهنی خالی کند تا آنها بر فهم او از قرآن اثر نگذارند.[10]

 

 6.از آداب باطنی تلاوت قرآن کریم بر طرف کردن صفات ناپسند، به خصوص کبر و ریا[11] و حسد و طمع است که تا انسان با دلی آمیخته به این زنگار ها به قرآن رجوع کند، معنا و مفهوم کلام حق در او تجلی نمی کند.

 

 7. از برترین آداب معنوی تلاوت قرآن، طهارت روحی و معنوی است. تا انسان پاک نشده باشد، قرآن حقیقت خودش را به او نشان نمی دهد، چرا خودش فرموده است: لا یمسّه الا المطهّرون،[12] به قول شاعر: "پاک شو اول و پس دیده بر آن پاک انداز".

 

 8. از دیگر آداب معنوی تلاوت قرآن آن است که قاری به قرآن؛ نه به عنوان یک متن بلکه به عنوان نسخه ای شفا بخش نگاه کرده و از آن چنین انتظاری داشته باشد. در روایت است که کسانی هستند که به قرآن با چنین دیدی نگاه کرده و از آن دوای درد های خود را می طلبند. خداوند به خاطر چنین قاریانی که شفای قلوبشان را از قرآن می گیرند، بلا و دشمنان را از مردم دور کرده و باران رحمتش را بر آنان نازل می کند.[13]

 

 

--------------------------------------------------------------------------------

[1]مزمل،4.

 [2]بقره، 121.

 [3]کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، ج1، ص 215، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1365 ش.

 [4]سوره ص، 29.

 [5]مکارم شیرازی، ناصر، تفسیر نمونه، ج‏1، ص 432، دار الکتب الاسلامیه، تهران، 1374 ش.

 [6] مشهدی، محمد،تفسیر کنز الدقائق و بحر الغرائب، ج‏2، ص 132، سازمان انتشارات وزارت ارشاد، تهران، 1368ش.

 [7]نهج البلاغه، صبحى صالح، صفحه‏ى 304.

 [8]کافی، ج1، ص 36.

 [9]کاشفی سبزواری، ملا حسین، جواهر التفسیر، ص 270، دفتر نشر میراث مکتوب، تهران، بی تا.

 [10]همان با تصرف.

 [11]إِنَّ مِنَ النَّاسِ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیُقَالَ فُلَانٌ قَارِئٌ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیَطْلُبَ بِهِ الدُّنْیَا وَ لَا خَیْرَ فِی‏ ذَلِکَ وَ مِنْهُمْ مَنْ یَقْرَأُ الْقُرْآنَ لِیَنْتَفِعَ بِهِ فِی صَلَاتِهِ وَ لَیْلِهِ وَ نَهَارِهِ . نک: حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل‏الشیعة، ج 6، ص182، آل البیت (ع)، قم، 1409ق.

 [12]واقعه، 79.

 [13]وَ رَجُلٌ قَرَأَ الْقُرْآنَ فَوَضَعَ دَوَاءَ الْقُرْآنِ عَلَى دَاءِ قَلْبِهِ فَأَسْهَرَ بِهِ لَیْلَهُ وَ أَظْمَأَ بِهِ نَهَارَهُ وَ قَامَ بِهِ فِی مَسَاجِدِهِ وَ تَجَافَى بِهِ عَنْ فِرَاشِهِ فَبِأُولَئِکَ یَدْفَعُ اللَّهُ الْعَزِیزُ الْجَبَّارُ الْبَلَاءَ وَ بِأُولَئِکَ یُدِیلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ مِنَ الْأَعْدَاءِ وَ بِأُولَئِکَ یُنَزِّلُ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ الْغَیْثَ مِنَ السَّمَاءِ فَوَ اللَّهِ لَهَؤُلَاءِ فِی قُرَّاءِ الْقُرْآنِ أَعَزُّ مِنَ الْکِبْرِیتِ الْأَحْمَرِ . کافی، ج2، ص 627.